ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

87

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

و ملك معز الدين و على ملك « 1 » و ديگر ملك‌زادگان و امراى اكابر آن ديار به ملك الاسلام ملتجى شدند و سبب آن بود كه منازعتى و وحشتى در ميان خاندان سلاطين آن ديار ظاهر شد . ملك بنوعى رعايت حال ايشان نمود كه از يار و ديار فراموش كرده در سيستان ساكن شدند . و هم در اين سال چهار هزار سوار از نوكدز « 2 » به اوق آمده تاراج نمودند و از خوف تنبيه ملك بهرات گريختند . و خداوند معظم شمس الدين على كرت ديگر از قهستان آمد 40 و سبب آن بود كه بتحريك مفسدان امير بيك تودكان « 3 » با لشكر عظيم به قهستان آمده بود و بعضى مفسدان در آن ديار با او يار بودند و هزار سوار جرار از سيستان ببرد و دفع آن سه گروه انبوه نمود و كل محال قاين با ترشيزاز تصرف مخالف بيرون آورد . و هم در اين سال لشكر به گرمسيرات فرستادند و پست‌وبلند را از اشرار و دزدان پاك كردند و منازل اهل فتنه را كوچانيده به سيستان آوردند ، راهها ايمن گرديد و در سنهء خمس و تسعين و ستمائه قصبهء ديورك 41 را آبادان كردند و آب به آن زمين آوردند و آغاز عمارت كردند و تا آن محل از فترت كفار خراب و باير مانده 42 بود . ذكر شمه‌اى از حالات شاه اعظم ركن الدين محمود شاه ركن الدين محمود پسر مهتر ملك نصير الدين « 4 » بود و پيوسته ملازم ركاب پدر بود جهت فساد بعضى از قبايل و عشاير ميانهء او و پدر غبار ملالى و چشم‌زخمى واقع شد . ركن الدين محمود از سيستان برفت و مدت يكسال در بيژن‌آباد بماند و مردم آن نواحى با او بيعت كردند و بجانب نهبندان برفت و مردم از قلعهء نهبندان به جنگ او بيرون آمدند و شكست يافتند و تمامى

--> ( 1 ) - ملك معظم معز الدين على ملك ( تاريخ سيستان ص 407 ) . ( 2 ) - آمدن نكودريان به ولايت اوق به عزيمت تاخت سيستان عدد چهار هزار سوار ( تاريخ سيستان ص 408 ) . ( 3 ) - امير بابيك و تودكان ( تاريخ سيستان ص 408 ) . ( 4 ) - در اصل : نصر الدين .